هـواپـيـمـا در اين دوران شده ابزار عزراييل ** شـــده جـايــي بــراي جـلــوۀ رفـتـار عــزراييل
اگـر داري تـو قـصـد انـتـحار و رفـتـن از دنيا ** بـه طـيـّاره نـشـيـن وبين كنون كردار عزراييل
بگـیری گربـلـيـطي را بــراي رفــتـن تـهـران ** به جاي شهر تهران مـي روي دربار عزرايـيل
شـده تـابـوت پـرّان ايـن هـواپيماي غـول آسا ** كه خـواهد بُرد باخود صدنفر بر دار* عزراييـل
لـبـاس آخــرت بــردار بـا خـود در سـفـرهايت ** كـه راحـت تـر شود از بهر كشتن كار عزرايـيل
بـه تـعــداد سـفـرهـاي هـوايـي مــي رود بــالا ** شـــمـار مــردگان در دفــتــر آمــار عــزرايــيــل
بـليـط و كارت پروازت شود پاسپورت آن دنيا ** رسـد ویــزا بــرایـت از سوی کاردار عــزراييل
سُکاندارهــواپــيــمـا بــُـوَد رانـنــده اي خـبـره ** بَـرَد ايـن نـعـش كش را باخودش ديدار عزرايـيل
هواپيما شده ماشين اورژانسي كه مي باشند ** مسافــرهــا هــمــه دلـبـستـه و بـيـمـار عـزراييل
اگـر« جاويد» روزي قصد رفتن داري از دنيا ** تــورا راحــت بــَرَد طــيــاره پــاي دارعــزرايـيـل
برای خواندن اشعار بیشتراینجارا کلیک کنید



