تبليغاتX
انجمن طنز - حسودی به سکوت
وب نوشتی گروهی در راستای هدف پالایش ادبیات طنز ایرانی از لطیفه های توهین آمیز
- گاه زيباترين واژه ها هم به سكوت حسودي مي كنند.
- سرباز تشنه با تفنگ ابر را سوراخ سوراخ كرد.
- ملك الموت گفت: نمي دانستم جنبه شنيدن شوخي مرا ندارد.
- ستونهاي افقي و عمودي جدول، تار و پود زندگي كسالت آورش بودند.
- يكي از ميله هاي قفس استعفا داد، پرنده آزادي را تجربه كرد.
- با وجودي كه كوچكترين اعتقادي به حرفهاي او نداشت، حرفهايش را به گوش همه مي رساند. ميكروفون خيلي مظلوم بود.
- كلاهم را بدون تحصيل در دانشكده حقوق، قاضي كردم.
- زندگي دخترك كبريت فروش توسط كبريتهايي كه هرگز روشن نشدند، به آتش كشيده شد.
- مدال طلا را كسي به دست آورد كه در طول مسابقه بيش از همه برنزه شده بود.
- ديكته اش ضعيف بود. براي داشتن عمر جاويدان از آب حياط نوشيد.
- عاشق گفت: معشوقم كه اين طرفها آفتابي مي شود، احساس سرما نمي كنم.


مهدي محمدي/پارازیت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 13:23  توسط انجمن طنز  |