تقویت مو :روزي مردي به داروخانه رفت و گفت: «يك شيشه داروي تقويت مو ميخواهم.»
دارو فروش گفت: «كوچك يا بزرگ؟»
مرد پاسخ داد: «كوچك باشد، چون من از موي بلند خوشم نميآيد.»
سگ آرام : اولي – سگ خيلي خوبي داريد، ... ميشه نزديكش شد؟
دومي – البته، ... اگه نزديك نشيد كه نميتونه گاز بگيره!
شعور اجتماعی : خريدار به كتاب فروش – آقا، «شعور اجتماعي» داريد؟
كتابفروش – تا ديروز داشتيم، ... معذرت ميخوام!
نا کس : گدايي دم در خانهاي ايستاد و طلب كمك كرد.
صاحبخانه كه مرد خسيسي بود از توي حياط داد زد: كسي خونه نيست. گدا هم بلافاصله جواب داد: اي «ناكس!»
ولخرجی زن ها :اولي – هيچكس به ولخرجي زن من نيست ... هميشه از من پول ميخواد!
دومي – با اينهمه پول چه كار ميكنه؟
اولي – نميدونم، ... چون هيچوقت بهش نميدم!
تقویت مو: هانري چهارم ، روزي از دهقاني پرسيد : چرا موهاي سرت سفيد شده و موهاي ريشت سياه مانده است ؟
گفت : قربان . به سبب آنکه موهاي سرم هيجده سال از موهاي ريشم مسن تر هستند !
اخلاص در عمل: پيرزني مشغول نماز خواندن بود . چند نفر نشسته بودند و از او تعريف مي کردند .
يکي گفت : اين زن ، خدا عمرش بدهد ، خيلي با ايمان است . در موقع نماز ، تمام حواسش به جانب خداست . آنقدر مومن است که اگر سر نماز صد نفر هم حرف بزنند ، انگار نه انگار .
پيره زن نمازش را قطع کرد و گفت : بله ! روزه هم هستم ، مشهد و کربلا و نجف هم رفته ام !
ابگوشت: مشتري : براي من آبگوشت بياوريد .
مستخدم : با کمال ميل !
مشتري : نخير آقا ، با ترشي !
شلوار ما خانم با عصبانيت به شوهرش گفت :
تو ديگه شورش را در مي آوري چون دائم مي گويي (( خانه ي من )) ، (( تلويزيون من )) ، (( پسر من )) !
شوهر گفت : حق با توست ديگر نمي گويم ! ولي حالا ممکن است بگويي (( شلوار ما )) کجاست ؟!
اواز قشنگ: شوهر از زنش پرسيد : چرا وقتي که من آواز مي خوانم ، تو از پنجره بيرون را نگاه مي کني و مي خندي ؟
زن جواب داد : براي اينکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک مي زنم و تو داري با جيغ و داد گريه مي کني !
تشابه ژيان با بيژامه : به يک نفر گفتند وجه تشابه ژيان با بيژامه چيست ؟
گفت با هيچکدام تا سر کوچه نمي توان رفت !
منابع: طنز فارسی، دفتر طنز، خنده بازار تابش
تکمیل می شود