|
|
|
|
|
مردي از دوستش پرسيد: اگر يك روز متوجه شدي كه به بيماري هاري مبتلا شدهاي چه كار ميكني؟
پزشكان تنها افرادي هستند كه ميتوانند اشتباهاتشان را دفن كنند!
- دروغگويي مشروع و قانوني چه نام دارد؟
زن: عزيزم خيلي عجيبه! از وقتي كه با تو شروع به صحبت كردم و خواستههايم را برايت گفتم، سردردم از بين رفت.
نويسنده جواني نزد نويسنده بزرگ و بذلهگويي رفت و گفت: اولين كتاب من درست در روزي كه آناتول فرانس درگذشت، چاپ شد.
امروز در سالن انتظار تآتر متوجه شدم كه همسرت به شدت سرفه ميكند، بهتره او را پيش دكتر ببري.
يك قاضي درباره ازدواج چنين نظريهاي دارد: ازدواج سه دوره دارد. در دوره اول مرد حرف ميزند و زن گوش ميكند. در دوره دوم زن حرف ميزند و مرد گوش ميكند. و در دوره سوم هر دو باهم حرف ميزنند و قاضي گوش ميكند!
- وقتي ماه نو ميشود با ماه كهنه چه كار ميكنند؟
مردي در كافه از بغلدستياش پرسيد: اين اتومبيل كورسي زيبا كه در پاركينگ پارك شده، مال شماست؟
نويسندهاي كه در حال تعريف از آثار خودش بود ضمن صحبتهايش گفت: وقتي پسرم سه ساله بود خسارت بزرگي به من وارد كرد.
- ببينم تو هم ديروز در مجلس ترحيم شركت كردي؟
عدهاي سوار آسانسور بودند اما چون طرز راه انداختن آن را بلد نبودند ساكت ايستاده و كاري نميكردند. بعد از مدتي مردي شيكپوش سوار آسانسور شد و دكمهاي را فشار داد و آسانسور شروع به بالا رفتن كرد.
موسيقيداني براي شنيدن ريستال ويولن به محل اجراي آن رفت. پس از اتمام برنامه دوستي از او نظرش را درباره نوازنده پرسيد. موسيقيدان جواب داد: مرا ياد اينشتين انداخت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 19:47 توسط انجمن طنز
|
|
||